روزدهم عاشورا-وعصرعاشورا

خرید بک لینک
بنام خدا

فرارسیدن عاشورای حسینی سالروزشهادت حضرت امام حسین علیه السلام

و۷۲ یارباوفایش درصحرای سوزان کربلا تسلیت باد.

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد...

/////////////////////////////////////////////////////////////

متن زیر توسط وبلاگ نویس محترم مهاجر به نقل از گروه خاکریز سایبری بولتن نیوزتهیه شده

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

صدای لبیک روضه می آید و نوبت بر حزن مقدس شد.
ما با اشک چشم خویش غسل تطهیر می کنیم و با لباس سیاه عزا احرام می بندیم و مُحرِم نگاه حسین(ع) می شویم و نیت می کنیم کربلا را به طواف چشمانمان بسپاریم...
نمی دانم، بیت حسین (ع) را کدامین از شما با چشم و از نزدیک دیده اید؟ من دیده ام، و می دانم مثل من، هر کس آنجا بوده است ، نتوانسته از پس اشک هایش بر بیاید، تا بتواند با وضوح این نقطه بهشتی روی زمین را بنگرد و انگار حرم را با چشمی بی اشک، کسی موفق به دیدار نشده است، و کسی تا ابد نخواهد شد...
و این بار نیز حسین(ع) از سفری یک ساله باز گشته است تا به حاجیان مُحَرَمش اشک زمزم هدیه بدهد، و بیابد لبیک کنندگان ندای هل من ناصرش را...
برخیز...
برخیز و در جامه ای سیاه شو، و به پابوس ماه محرم نائل شو، تو گویی انگار، این ماه آمده است که بگوید: حسین (ع) اقیانوسی است از لطف و محبت و عشق، که شما تشنگان طلب کننده اش، پس از گذشت ماه ها، برای سیراب شدن به آن چنگ انداخته اید...
سلام بر محرم و صفر...

سلام بر حسین(ع) ، سلام بر غیرت به خروش آمده عباس بن علی (ع) ، سلام بر گریه های کودک شش ماهه، سلام بر رجز های غرورآفرین نوجوان سیزده ساله، سلام بر چشم هایی که آخرین راه رفتن های فرزند جوانش را به نظاره نشسته است، سلام بر زینب(س) و به اشک هایی که لحظه ای از حرکت باز نایستاد، و سلام بر رباب، که تا عمرش به دنیا بود بر سایه ننشست و شاد و خندان دیده نشد، سلام بر امام جوان و غریبی که همه عشق های خویش را در صحرا جا گذاشت و به اسیری رفت، تا در کاخ یزید اسلام را به نام کربلا زنده کند، سلام بر آقای تکیه کرده بر شمشیر، که در آخرین دم نگاهش به آسمان بود، انگار می دانست کشته شدن نیز سرانجامش نخواهد بود، و باید با ذره ذره استخوانهای خورد شده سینه اش حتی، با خدا عشق بازی کند...

خاتون کربلا ...

ما را در سایت خاتون کربلا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:46

صفحه بندی